ترانه روسی
ترانه روسی
کاتیوشا یک نام دخترانۀ روسی است و ترانۀ کاتیوشا دربارۀ دختری است که در کنار یک رودخانه، شعری را برای دلدارش که سرباز است و به میدان جنگ رفته، میخواند.
سرباز از میهن و مردم پاسداری میکند و کاتیوشا هم از عشقشان پاسداری میکند.
اولین بار این آهنگ را دختران مدرسهای در مسکو برای سربازانی که عازم جنگ با ارتش آلمان نازی بودند خواندند و طولی نکشید که معروف شد و بر سر زبانها افتاد.
کاتیوشا که نماد عشق و امید و وفاداری و میهنپرستیست، از محبوبترین ترانههای فولکلور روسی است و مردم سراسر دنیا آن را دوست دارند و میخوانند و با آن میرقصند و اشک میریزند.
آهنگساز: ماتوی بلانتر (Matvey Blanter)
ترانهسرا: میخائیل ایساکوفسکی (Mikhail Isakovsky)
۱۹۳۸
درختان سیب و گلابی شکوفه داده بودند
مِه رودخانه را پوشانده بود
کاتیوشا به ساحل رودخانه گام نهاد
ساحلی بلند و پرشیب
او راه میرفت و آواز میخواند
درباره عقاب تیزپرواز دشتها
درباره آن که دوستش میداشت
درباره آن که نامههایش را عزیز میشمرد
تو ای آواز دخترک
به دنبال خورشید تابان پرواز کن
به سربازی که در مرزهای دوردست است برس
و سلام کاتیوشا را به او برسان
بگذار تا یک دخترک ساده را به یاد آورد
و آوازش را بشنود
بگذار تا از سرزمین مادری پاسداری کند
همانطور که کاتیوشا از عشقشان پاسداری میکند
نسخۀ ایتالیایی کاتیوشا (به نام: باد میوزد) با همان ملودی ولی شعری متفاوت در سال ۱۹۴۳ ارائه شد و در کنار بِلاچاو، یکی از محبوبترین سرودهای پارتیزانی در دوران نبرد با فاشیستها شد.
«Fischia il vento»
Milva
Fischia il vento, infuria [urla] la bufera,
scarpe rotte eppur bisogna andar
a conquistare la rossa primavera
dove sorge il sol dell’avvenir,
a conquistare la rossa primavera
dove sorge il sol dell’avvenir.
Ogni contrada è patria del ribelle,
ogni donna a lui dona un sospir,
nella notte lo guidano le stelle
forte il cuore e il braccio nel colpir,
nella notte lo guidano le stelle
forte il cuore e il braccio nel colpir.
Se ci coglie la crudele morte,
dura vendetta verrà dal partigian;
ormai sicura è [già] la dura sorte
del fascista vile traditor,
ormai sicura è [già] la dura sorte
del fascista vile traditor.
Cessa il vento, calma è la bufera,
torna a casa il fiero partigian,
sventolando la rossa sua bandiera;
vittoriosi e alfin liberi siam.
sventolando la rossa sua bandiera;
vittoriosi e alfin liberi siam.
«The Wind Whistles»
The wind whistles, the storm rages,
our shoes are broken but we must march on,
to conquer the red spring,
where the sun of the future rises.
to conquer the red spring,
where the sun of the future rises.
Every street is home to the rebel,
every woman has a sigh for him,
the stars guide him through the night,
strong his heart and his arm when they strike.
the stars guide him through the night,
strong his heart and his arm when they strike.
If cruel death catches us
harsh revenge will come from the partisan
already certain is the harsh fate
of the vile treasonous fascist.
already certain is the harsh fate
of the vile treasonous fascist.
The wind stops and the storm calms,
the proud partisan returns home,
blowing in the wind his red flag,
victorious, at last free we are.
blowing in the wind his red flag,
victorious, at last free we are.