من می‌سرایم تا...

فریدون مشیری

فریدون مشیری

هر صبح گنجشکی لب ایوان خانه
سر می‌دهد آوازهایی شادمانه
جان‌مایۀ آواز او آزادی اوست
آزادی او چهره‌ساز شادی اوست

پرواز، آواز
آواز، پرواز
بر شاخه‌ها بر بام‌ها
تا دوردست بی‌کرانه

من نیز هر صبح
اینجا کنار پنجره پربسته دلتنگ
شعری سرودی می‌سرایم
با حسرت پرواز آن مرغ خوش‌آهنگ

او می‌سراید تا فضای صبحدم را
هر لحظه رنگین‌تر کند با هر ترانه
من می‌سرایم تا نمیرم تا بمانم
بر ما چنین رفته‌ست فرمان زمانه

دسته‌بندی مطالب | شکل اول

دسته‌بندی مطالب | شکل دوم