آل بانو و رومینا پاور
Al Bano and Romina Power

آزادی

آل بانو و رومینا پاور

شامگاه بر شانه‌های مردی که در حال رفتن است، سایه می‌افکند
و در امتداد شب، او رازی را در قلبش با خود خواهد برد
در میان خانه‌ها و کلیساها، زنی در جستجوی کسی است که دیگر نیست
و به نام تو، چه بسیار انسان‌هایی که هرگز باز نخواهند گشت

آزادی! چه بسیار کسان را که گریاندی
بدون تو چه تنهاییِ عمیقی است
تا زمانی که زندگی هنوز معنایی داشته باشد
من برای داشتن تو زندگی خواهم کرد
آزادی! آنگاه که طنینِ یک هم‌صدایی برخیزد
تنها برای داشتن تو آواز خواهد خواند

برای تحمیل درد بر جان و تن آدمیان، هیچ حد و مرزی نیست
هر روز بی‌رحمی و سنگدلی نسبت به مظلومان بیشتر می‌شود
اما خورشیدی در دل شب و در قلب ضعیفان طلوع می‌کند
و از بطنِ سکوت، صدایی دوباره جان خواهد گرفت…
در جستجوی تو

آزادی! چه بسیار کسان را که گریاندی
بدون تو چه تنهاییِ عمیقی است
تا زمانی که زندگی هنوز معنایی داشته باشد
من برای داشتن تو زندگی خواهم کرد

آزادی!
بدون آنکه دیگر هرگز اشکی ریخته شود
بدون تو چه تنهاییِ عمیقی است
تا زمانی که زندگی هنوز معنایی داشته باشد
من برای داشتن تو زندگی خواهم کرد
آزادی!

دسته‌بندی مطالب | شکل اول

دسته‌بندی مطالب | شکل دوم